پاسارگاد در خطر هجوم سد سیوند و سی و سه پل در خطر هجوم مترو .بچه های شیراز و اصفهان قرار فیسبوکی برای تظاهرات اعتراضی تنظیم نمایید .آذربایجان به ایران درس آزادگی آموخت.درود عزیز هموطن لر .
*********************************************
*********************************************
| سدهاي ايران با بلعيدن محوطههاي تاريخي گسترش پيدا ميکنند | |
درحالي سدسازي در کشورهاي توسعه يافته روندي منسوخ به شمار ميرود که نيم قرن تجربه سدسازي در ايران، کلکسيوني از مشکلات را پديد آورده است. در حال حاضر ايران جزو پيشروترين کشور در نابودي سايتهاي تاريخي و زيست محيطي بهوسيله احداث سد شناخته ميشود. | آبگيري محوطه تاريخي برزقاوله با احداث سد سيمره آبگيريپپ |
خبرگزاري ميراثفرهنگي ـ گروه ميراثفرهنگي ـ بيش از 130 محوطه تاريخي تنها با آبگيري سد سيوند به زير آب رفت و مهمترين شهرهاي ساساني استان فارس از جمله شهرساساني قيرو کازرين با بيش از 2 هزار سال قدمت پشت درياچه سد سلمان فارسي غرق شد.همين سرنوشت با احداث سد ملاصدرا گريبان شهرساساني شهرستان اقليد را گرفت. پل مرواريد با يک کتيبه در بخش جاده دز پارت در سد کارون 4 آبگيري شد بهطوريکه آبگيري برخي از محوطهها و آثار تاريخي مورد تاييد سازمان ميراث فرهنگي هم قرار گرفت. اين درحالي است که طبق گفته هومان خاکپور نيز 4 هکتار از رويشگاه هاي جنگلي و بخشي از دنا تنها با احداث سد خرسان 3 آبگيري خواهد شد. سدگتوند نيز به عنوان گران ترين پروژه سدسازي كشور با وجود مخالفتهاي بسيار در آبگيري نه تنها گورهاي ايلامي، گور دخمه، شيرهاي سنگي و آثار با ارزش ديگري را به زير آب برد شركت مجري ساخت اين سد – آب نيرو – مي پذيرد كه با وجود ادعاهاي قبلي اش، نمك موجود در مخزن سد گتوند بتدريج در حال حل شدن و ورود به كارون است . به گزارش CHN؛ در پروژه سدسازي کارون 3 يا سد گتوند عليا در خوزستان بسياري از مناطق درحالي به زير آب ميرود که حتي امکان مستندنگاري، کاوش و نجاتبخشي هم فراهم نشد. و اين درحالياست که متوليان ميراث فرهنگي که درراستاي توسعه گردشگري نيز فعاليت ميکنند تخريبهاي ميراث را به وسيله احداث سد توسعه ميپندارند. محمد درويش عضو هيات علمي موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع کشور ضمن بيان اين مطلب گفت:نتيجه تجريبات احداث سدها مشکلات بسيار زيادي را بوجود آورده است. 1 قرن سدسازي در جهان و نيم قرن سدسازي در ايران تنها باعث تشديد تنش هاي اجتماعي و از بين رفتن بخش اعظمي از محوطههاي تاريخي شده است. وي با تاکيد براينکه هيچگاه براساس اقتصاد اکولوژيک ارزش گذاري نکردهايم افزود: درحالحاضر افرادي که در راس پروژههاي بزرگ سدسازي و امثالهم هستند افرادي هستند که زبان اقتصادي کلاسيک بازاري را معيار قرار مي دهند. در نظام اقتصادي محوطه هاي ارزشگذاري کمي شده است. در ارزيابي هايي که اتفاق مي افتد مولفه هاي فرهنگي و زيست محيطي ضريب 2 مي گيرد. درويش با اعتقاد براينکه تا زمانيکه ارزشگذاري در حوزه ميراث فرهنگي و زيست محيطي جدي نشود ما همچنان درگير اين دست مسائل هستيم. سد گتوند کلکسيوني از مشکلات است که بخشي از آن به تخريب محوطه ها انجاميده و به دليل عدم بضاعت علمي و مالي متوليان ميراث فرهنگي بخشي از سازهها آبگيري شد. اين درحالي است که برخي معتقدند اگر سازه ها زير آب بماند، از تجاوز و دزدي هاي که به صورت نامحسوس اتفاق ميافتد درامان خواهد ماند اما مطالعات نشان داده قدمت سازه هايي که بيش از 2 هزار سال ميرسد آبگيري به شدت تخريب ميافزايد و آثار کاملا از بين خواهد رفت. هم اکنون منطقه زاگرس بيشترين حجم سدسازي در کشور را دارد. درواقع حدود 40 درصد آب ها از کوه هاي منطقه سرچشمه ميگيرد. اين درحالي است که اين منطقه خاستگاه تمدن در فلات ايران به شمار ميآيد و اغلب سدسازيها که در قالب توسعه انجام ميگيرد باعث شده ميراث فرهنگي در منطقه زاگرس دچار خسارت هاي جبران ناپذير شود. اگر گردشگري منجر به درآمدسرانه ملي ميشد سدسازي گسترش پيدا نميکرد محمد درويش معتقد است که ما بايد از تجربيات ديگر کشورها الگو بگيريم. اگر زيرساخت هاي صنعت گردشگري ما دقيق بود و منجر به افزايش درآمد سرانه ملي مي شد. هيچگاه هيچ سدسازي جرات نمي کرد در تنگه بلاغي سد سيوند بزند. وي افزود: اما وقتي ميزان درآمد در بحث طبيعي و تاريخي قابل مقايسه با توليد گندم هم نيست تمام ملاحظات مي رود به سمت توليدات و تاسيساتي که از درآمد بيشتري برخوردار است و زماني مي توان آنها را حفظ کردکه به کلان نگرها ثابت کرد که حفظ تالابها و محوطه هاي تاريخي درآمد پايدارتري دارد و کيفيت زندگي بهتري را به ارمغان مي آورد. مهرداد ملک زاده باستان شناس احداث سدها را به درک غلط از توسعه دانست و ادامه داد: اين مسئله برمي گردد به درک غلط از توسعه، ما فکر مي کنيم همه چيز بايد پيچيده باشد تا شکلي مهمي بگيرد و نشاندهنده صنعتي شدن باشد. هم اکنون هلند که به اندازه مازندران و گيلان است درآمد ناخالص ملي آن به دليل صادرات گل 10 برابر ايران است. وي افزود:درحالحاضر شيوه استفاده از منابع آبي و سدسازي منسوخ است. توسعه ما توسعه نوع چيني است و در سدسازي اگر لايه روبي درست انجام نشود اينقدر گل و لاي جمع ميشود که مخزنها تبديل به آبشارهاي مصنوعي ميشوند. منبع: http://www.chn.ir/news/?section=2&id=52718 | |
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر